بررسی بازی Spider-Man؛ عنکبوتی بر فراز آسمانخراش‌های نیویورک

بهترین بازی ابرقهرمانانه مارول

بررسی بازی Spider-Man؛ عنکبوتی بر فراز آسمانخراش‌های نیویورک

 

 

در بررسی بازی SpiderMan نگاهی به این مقوله داریم که آیا این عنوان در وانفسای گرانی بازار بازی در کشور، واقعا ارزش خریدن را دارد یا بهتر است از آن صرف نظر کنید و سراغ عنوان دیگری بروید؟ با دیجیاتو همراه باشید.

ابرقهرمان‌ها بیش از یک دهه است که دنیای سرگرمی را فتح کرده‌اند ولی عمر آنها بسیار بیشتر از این حرفهاست و همین اسپایدرمن یا مرد عنکبوتی بیش از ۵۵ سال سن دارد. مرد عنکبوتی در این بیش از نیم قرن حضورش در دنیای سرگرمی، بارها و بارها در مدیوم‌های مختلف از جمله سریال، سریال انیمیشنی، انیمیشن سینمایی، بازی‌های ویدئویی، کارت بازی، فیلم سینمایی و... حضور پیدا کرده و با کوله باری از تاریخ راه خود را به آخرین کنسول سونی باز کرده است.

 

 

  • سازنده: Insomniac Games
  • ناشر: Sony Interactive Entertainment
  • پلتفرم ها: پلی استیشن ۴
  • پلتفرم بررسی: پلی استیشن ۴

همانطور که موضوع ابرقهرمانان چند سالیست که تبدیل به یک موضوع جدی‌تر در سینما و تلویزیون شده، در بازی‌های ویدئویی نیز، با مورد مشابهی روبرو شده‌ایم و عناوین ساخته شده از روی این کاراکترها، در سال‌های اخیر رنگ و بوی دیگری به خود گرفته و بار دیگر احیا شده‌اند. شروع این احیا را شاید بتوان در کاراکتر بتمن جستجو کرد که با عنوان Batman Arkham Asylum وارد کارزار شد و با ریسک‌ها و سنت‌شکنی‌هایی که کرد، توانست سرآغاز مجموعه جدید بازی‌های بتمن باشد و این عناوین را در بین گیمرها مانند یک گوهر ناب جلوه دهد.

 

 

 

بتمن از دنیای DC است و رقیب این کمپانی یعنی مارول، با اینکه در عالم سینما یکه تازی می‌کند ولی در بازی‌های ویدئویی همواره دچار یک لغزش بوده و کمتر توانسته به موفقیت دست پیدا کند. کاراکتر اسپایدرمن که شاید بتوان آن را محبوب‌ترین یا لااقل یکی از محبوب‌ترین شخصیت‌های دنیای مارول دانست، به تنهایی در بیش از ۳۰ بازی حضور داشته و جز دو سه مورد از آنها، بقیه عناوین آثار ضعیف و یا در بهترین حالت متوسطی محسوب می‌شوند که اسمشان در تاریخ گیم باقی نمانده است. حال سونی (مالک حقوقی این کاراکتر در عالم واقعیت) با همکاری Insomniac Games که پیش‌تر با ساخت آثاری چون سری رچت و Resistance خودش را ثابت کرده، ابرقهرمان محبوب مارول را وارد یک بازی از نوع جهان باز کرده و دست نویسندگان بازی را نیز باز گذاشته است تا اینبار اسیر خطوط دیکته شده نشوند و یک داستان اورجینال را تعریف کنند.

  • دن اسلات و کریستس کیج دو نویسنده از تیم چهارنفره نویسندگان بازی هستند که از دنیای کمیک نویسی پا به این عرضه گذاشته‌اند. این دو پیش‌تر روی داستان‌هایی از اسپایدرمن نیز کار کرده بودند و کیج حتی سابقه نویسندگی بازینامه هم در کارنامه خود دارد. او پیش‌تر داستان بازی های اقتباسی از فیلم‌های مارول همچون Amazing Spiderman 2 و Captain American را نوشته و در دنیای سینما و تلویزیون نیز جزو تیم نویسندگی سریال محبوب Daredevil از شبکه نتفلیکس است.معروفترین کمیکی که او نوشته House of M نام دارد که در بین طرفداران بسیار محبوبیت دارد.

 

 

 

  • اسلات اما از کیج بیشتر زیر تیغ هواداران بوده و چندان از او دل خوشی ندارند. او خالق برخی دشمنان معروف اسپایدرمن از جمله مستر نگاتیو بوده (فردی که عمر حضورش در کتاب‌ها به زور به یک دهه می‌رسد) و حضورش در بازی هم باعث شده که این کاراکتر را به عنوان یکی از نقش‌های منفی اصلی روی کار بیاورد، موردی که در ابتدا مورد انتقاد طرفداران قرار گرفته بود ولی حالا با عرضه بازی، این انتقادات کمرنگ شده است.

 

بررسی داستان بازی

بازی Spiderman در شهر نیویورک روایت می‌شود، نیویورکی که ترکیبی از این شهر در جهان واقعی و جهان کمیک‌های مارول است و در بازی طراحی و پیاده سازی شده است. در شروع بازی با پیتر پارکری روبرو هستیم که از اسپایدرمن شدنش (گزیده شدنش توسط یک عنکبوت و حکایت‌های بعد از آن که احتمالا در آثار سینمایی این شخصیت آن را دیده‌اید) سالیان سال می‌گذرد و در همین ابتدا متوجه می‌شویم که سازندگان بیخیال Origin و روایت هسته اولیه مرد عنکبوتی شده‌اند، نکته‌ای که باعث می‌شود روند بازی تسریع بیابد و دیگر شاهد مقدمه چینی‌های طولانی چگونگی خلق این شخصیت نباشیم (کاری که مارول در جهان سینمایی‌اش هم به زیرکی با اسپایدرمن جدید خود انجام داده و از بازگو کردن سه باره این وقایع فرار کرده است.)

 

 

پیتر پارکر لباس ابرقهرمانانه خود را پوشیده و در سطح شهر می‌گردد و با خلافکاران و تبهکاران مبارزه می‌کند، این روند همیشگی زندگی او در کالبد اسپایدرمن است و در زندگی حقیقی نیز پیش دکتر اتو Otto کار می‌کند و روی پروژه‌های علمی او تحقیق می‌کند. پیتر پارکر در خانه مستقل خود زندگی می‌کند و با مشکلات مالی شدیدی هم روبروست ولیکن دغدغه اصلی‌اش به هم زدنش با مری جین، معشوقه و دوست چندین ساله‌اش هست که باعث تشویش ذهن او شده است.

 

 

 

در همین گیر و دار اما پیتر با وقایع جدیدی در شهر روبرو می‌شود و با مالک کارخانه فیسک یعنی ویلسون گرانت فیسک (یا همان کینگ پین مشهور) درگیری‌هایی پیدا می‌کند. از آنسو گروهی موسوم به Demons شروع به یک سری فعالیت مخرب در سطح شهر می‌کند و با اینکه در ابتدا به نظر می‌رسد دست این دو گروه در یک کاسه هست ولی پیتر به تدریج با بیرون کشیدن اطلاعات از برخی از دشمنان سابق و قسم خورده خود همانند شوکر، متوجه می‌شود که این گروه چینی سرکرده دیگری دارد. کار زمانی بیخ پیدا می‌کند که این گروه در وسط شهر عملیات تروریستی انجام داده و در صدد ترور شهردار، نورمن آزبورن (پدر هری آزبورن، دوست صمیمی مری و پیتر) بر می‌آیند.

 

 

اسپایدرمن شهر را در معرض خطر دیده و وارد عمل می‌شود و در این بین دوستانی هم پیدا می‌کند و البته متوجه می‌شود که پشت ماجرا چندین خبیث وجود دارند، شش دشمن که در کمیک‌های اسپایدرمن به شش خبیث مشهور هستند و در بازی تعدادی از آنها همچون اسکورپیون، راینو، کرکس (یا همان والچر)، الکترو و مستر نگاتیو در همان ابتدای کار مشخص هستند و شخصیت ششم سورپرایزی برای گیمرهاست که ترجیح می‌دهم از فاش کردن هویت آن امتناع ورزم، هرچند گیمرهای آشناتر با دنیای اسپایدرمن از همان ساعات ابتدایی بازی می‌توانند حدس درست را بزنند.

 

 

بگذارید همینجا که صحبت از توانایی حدس زدن گیمر را پیش کشیدم، تکلیف داستان بازی Spiderman را مشخص کنم. داستان از تمامی بازی‌هایی که تاکنون از این شخصیت ساخته شده بهتر و پخته‌تر خلق شده و نویسنده‌هایی چون دن اسلات و کریستس کیج پشت ماجرا قرار دارند که البته به عنوان بهترین نویسنده داستان‌های کمیک اسپایدرمن حساب نمی‌شوند (راستش را بخواهید طرفداران دوآتیشه تا حدی از مخالفان سرسخت اسلان هم هستند) ولی توانسته‌اند با کمک یکدیگر یک داستان اصیل در دنیای اسپایدرمن را پدید بیاورند که بالانس هویت‌های مختلف قهرمانش را نیز به خوبی رعایت کرده باشد.

 

 

توازن بین خطوط داستانی پیتر پارکر و اسپایدرمن و روایت مراحل مختلف این دو به زیبایی صورت گرفته و از این حیث شاید بتوان گفت که بازی اسپایدرمن از تمامی بازی‌های ابرقهرمانی بهتر عمل کرده (از منظر توازن بین دو شخصیت ابرقهرمانانه و دنیای واقعی) اما این داستان مشکلات زیادی هم دارد که نمی‌توان از آنها چشم‌پوشی کرد و همین مشکلات باعث شده که نتوان بازی Spiderman را بهترین عنوان ابرقهرمانه از همه زوایا دانست. همانطور که گفته شد بسیاری از بخش‌های داستانی بازی قابل حدس هستند (حتی برای افرادی که کمترین آشنایی را با پیشینه شخصیت‌ها داشته باشند) و جدای از این مساله، با اینکه بازی از نشان دادن Origin کاراکتر اسپایدرمن حذر کرده، ولی کماکان بیش از اندازه طول می‌دهد تا خط اصلی داستان فعلی رو شود و گیمر را در همان ابتدای راه خسته می‌کند، هرچند داستان بعد از چند ساعت از این کسل شدن پیچش‌های جذابی به خود می‌دهد و جانی تازه می‌گیرد ولی این دمیدن روح کمی دیر اتفاق می‌افتد.

 

 

نقص‌های داستانی به همین موارد ختم نمی‌شود و برخی پیچش‌هایی که در بازی رخ می‌دهد (مانند افشا شدن هویت رییس گروه Demons که از همان موارد قابل حدس زدن هم هست) با سطحی‌ترین واکنش شخصیت‌ها روبرو می‌شود. می‌خواهم بگویم که گیمر توقع دارد تا پیتر پارکر از فهمیدن فلان ماجرا دچار یک شوک شود، ولی احتمالا تیم نویسندگی خودشان هم از آسان بودن معماهای گنجانده شده در بطن داستانش آگاهی دارند که از آنها بسیار ساده می‌گذرند و سطحی بودنشان را نشانمان می‌دهند.

 

 

روزهای اول عرضه بازی، با باگ‌های فراوانی روبرو بودیم که احتمالا ویدئوهای آن را در سرتاسر نت دیده‌اید. خوشبختانه آپدیت‌های ناشر تا حد زیادی این باگ‌ها را برطرف کرده است

 

 

 

  • گروه شش خبیث در داستان‌های زیادی از کمیک‌های مارول و اسپایدرمن حضور داشته‌اند و مانند دیگر تیم‌های دنیای ابرقهرمانی و ابرشروری، لزوما اعضای ثابتی ندارند و افراد زیادی در این گروه قرار گرفته‌اند. اسپایدرمن همانند بتمن در دنیای دی‌سی، دارای ابرشرورها و کاراکترهای منفی زیادی در داستان‌های خودش است که هر کدام پیشینه محکم و داستان نسبتا جذابی دارند.

 

 

  • بازی کنونی گرچه افرادی چون ونوم و سندمن را کم دارد (این موارد در قبل از عرضه بازی به طور رسمی اعلام شده بود) و جای خالی آنها و بسیاری دیگر از کاراکترها حس می‌شود ولیکن خبر خوش رسیده که شخصیت Black Cat در قالب یک DLC جداگانه در بازی حضور خواهد یافت. گربه سیاه در بازی فعلی هم هست ولی همانند کاراکتر ریدلر در بازی‌های بتمن، نقش خاصی ندارد و صرفا یک سری موارد Collectible به او مربوط است.

 

بازی Spiderman داستانک‌های فرعی هم در خود گنجانده که برای ماموریت‌های فرعی ساخته و پرداخته شده و بسان اکثر بازی‌های Sandbox یا همان جهان آزاد، آنچنان قدرت ندارند. این داستانک‌ها اما در بخش‌های فرعی جدی‌تری چون معماهای پیدا کردن گربه‌های Black Cat اما همچنان این نقص را به دوش می‌کشد و این نکته ناخوشایند سبب شده که داستان قوی را فقط در مدت زمان اصلی بازی نظاره‌گر باشیم، مدت زمانی که البته کم هم نیست نزدیک به ۲۰ الی ۲۵ ساعت زمان برای پایان بردنش لازم است.

 

روابط عاشقانه بین مری جین و پیتر پارکر بسیار خوب از آب در آمده و این دو کاراکتر شیمی بسیار عالی نسبت به یکدیگر پیدا کرده‌اند. سکانس‌های عاشقانه و درام داستان از نکات مثبت آن محسوب می شود

 

 

اما جدا از تمام موارد بالا دیالوگ‌های ستودنی بازی را نباید فراموش کرد و همینجا باید به مهارت و دقت صداپیشگان بازی نیز اشاره کرد که توانستند به تمامی کاراکترها جان ببخشند و با صدایشان آنها را از مقوایی بودن خارج کنند. برخی از صداپیشگان حاضر در بازی سابقه‌هایی در دنیای اسپایدرمن داشتند و حضور دوباره‌شان هم طرفداران را خوشحال کرده و هم باعث اعتلای بخش صداپیشگی بازی شده و از بین آنها می‌توان به جاش کیتون اشاره کرد که به کاراکتر الکترو ابهت خاصی عطا کرده و یا دوبلور مری جین یعنی لارا بیلی که این دختر خبرنگار جسور را جذاب‌تر از همیشه درآورده است.

 

 

 

نکته دیگری که در این میان می‌توان آن را مطرح کرد، ایستراگ‌ (معادل فارسی برای این واژه به ذهنم نمی‌رسد، شاید بتوان گفت اشارات مخفی!) است که در بازی‌ها و فیلم‌های ابرقهرمانی به وفور یافت می‌شود و از تفریحات قماش گیمر و فیلمباز، پیدا کردن این موارد است. ایستراگ‌های بازی Spiderman در وهله اول کم به نظر می‌آید ولی با جستجو در فضای پهناور بازی به موارد متعددی از آنها می‌توان دست یافت. کوله‌پشتی‌ها و موارد یافتنی دیگری در بازی وجود دارد که همه‌شان شامل ایستراگ‌هایی از دنیای سینمایی مارول و بازی‌های گذشته اسپایدرمن و کمیک‌های آن می‌شوند و مشخص می‌شود که خالقین بازی خودشان از قماش هواداران سرسخت اسپایدرمن هستند.

 

موسیقی بازی نیز در کنار صداپیشگی خوب شخصیت‌ها، به زیبایی در نماهای بازی نشسته و در صحنه‌های حماسی و اکشن نیز به خوبی اوج می‌گیرد. موسیقی در بین مراحل ریتمی آرام دارد و شاید شنیده نشود ولی در نقاطی حساس رخ می‌نماید و باعث شگفت زدگی گیمر می‌شود. می‌توان ادعا کرد که آهنگ‌های موجود در بازی بیشتر از همه به دو فیلم Amazing Spiderman شباهت دارند و در برخی موارد تشابهات زیادی بین نت‌های موسیقی بازی و این فیلم‌ها شنیده می‌شود.

 

موسیقی زیرپوستی

 

خانه دکتر استرنج از دنیای سینمایی مارول هم در شهر نیویورک داخل بازی پیدا می شود

 

منبع : دیجیاتو